تبلیغات
اهل بهشت - مهدویت و پیدایش فرقه‏هاى انحرافى
اهل بهشت
امیدوارم روزی شود که همه ی پیام های دنیا این باشد که مهدی آمد ...
حدیث روز


ایران هلند فرانسه انگلیس آلمان
ایتالیا ژاپن عربستان کره چین

تبلیغات برای حمایت از ما



بازدید : مرتبه
تاریخ ارسال : جمعه 12 آذر 1389

مهدویت و پیدایش فرقه‏هاى انحرافى

مساله‏ى حضرت بقیة الله الاعظم، مهدى موعود (عج)، یكى از بارزترین و بدیهى‏ترین مسایل اسلامى و مورد تایید و اعتقاد همه‏ى مسلمانان به ویژه شیعیان است، زیرا صدها آیات قرآنى و روایات نبوى این مساله‏ى با اهمیت را به طور گسترده و مبسوط عنوان و مطرح ساخته‏اند و جزئیات آن را با بیاناتى دقیق و روشن، ذكر كرده‏اند، به طورى كه ابهامى براى كسى باقى نگذاشته‏اند .

و...

تمامى فرق اسلامى - تقریبا - این آیات و روایات و مفاد آن‏ها را به نحوى دركتب حدیثى و كلامى و تفسیرى و احیانا رجالى و تاریخى خود متعرض شده‏اند و درباره‏ى آن به شكل‏هاى مختلف سخن گفته‏اند، تا جایى كه مى‏توان ادعا كرد كه كم‏تر دانشمند و عالمى، بلكه مسلمانى یافت مى‏شود كه به این موضوع مهم و خطیر نپرداخته، یا این‏كه این مطلب به گوش او نرسیده باشد . شاهد روشن و قوى این مدعا، صدها كتابى است كه در طول تاریخ، با استفاده از این نام شریف و مقدس به وجود آمده است . اما این مساله‏ى مقدس و بدیهى - بسان هر مساله‏ى دیگر دینى و اسلامى حتى مانند الوهیت و ربوبیت و نبوت و رسالت - گه‏گاهى مورد سوء استفاده‏ى افراد یا گروه‏هایى البته با انگیزه‏هاى شخصى یا سیاسى، قرار گرفته و مى‏گیرد و اهداف و اغراض خاصى از این عمل دنبال شده و مى‏شود مگر نه این‏كه جهان همیشه شاهد این مطلب است كه افرادى گستاخانه مدعى الوهیت‏یا ربوبیت‏شده و كوس خدایى زده‏اند و یا مدعى نبوت و رسالت‏شده و دعوى پیغمبرى نموده‏اند؟ ! ! بدیهى است كه این سوءاستفاده‏ها و این ادعاهاى مفتضح و رسوا، هرگز به اصل و اصالت این حقایق ضربه نمى‏زند و كسى نمى‏تواند با این بهانه كه گه‏گاهى این نوع مطالب واقعى و ریشه‏دار در فطرت و عقل و مؤید به صدها بلكه هزاران دلیل، مورد سوء استفاده قرار گرفته یا مى‏گیرد، آن‏ها را زیر سئوال ببرد و یا این‏كه به نحوى در صحت اصل آن‏ها، تشكیك كند . از آن‏جا كه مساله‏ى حضرت بقیة الله الاعظم، مهدى موعود (عج)، كه در آیات و روایات فراوانى خصوصیات آن مطرح شده است، نزد مسلمانان، مساله‏اى مقدس و ظهور حضرتش همواره آرزوى آنان بوده است، از این قاعده مستثنا نبوده و نیست
این مساله‏ى مهم از همان زمان ائمه‏ى اطهار علیهم السلام و حتى با وجود خود امامان - كه جزو مبشران و نویددهندگان به آن بوده‏اند - به نحوى مورد سوء برداشت قرار گرفت و با برخورد ائمه علیهم السلام، مواجه شد . این روند خطرناك و انحرافى در عصر غیبت صغرى مخصوصا پس از آن، به شكل‏هایى مانند ادعاى دروغین (سفارت و نیابت‏خاصه) حضرت مهدى (عج) تجلى مى‏نمود، كه مورد تكذیب حضرت (عج) و هشدار آن وجود مقدس قرار مى‏گرفت و مؤمنان تنها به سفرا و نواب واقعى توجه داده مى‏شدند . البته این حركت در زمان‏هاى بعد، نه تنها در جوامع شیعى بلكه در جوامع سنى نیز ادامه پیدا كرد و از اعتقاد و علاقه‏ى مسلمانان به این مطلب مقدس و حساس و سرنوشت‏ساز، بى محابا و ناجوانمردانه بهره بردارى مى‏شد! با این حال، خوشبختانه با هشدارهاى قوى و به موقع عالمان دین و صدور ده‏ها روایت كه شمایل و نشانه‏هاى آن حضرت، شرایط ظهور و نحوه كار آن ذخیره‏ى الهى را بیان مى‏كرد، ماهیت پلید آن حركت‏هاى شوم و مغرضانه آشكار مى‏شد و صاحبان آن مفتضح و رسوا مى‏گشتند . این ماجرا سردرازى دارد كه از حوصله‏ى این مقاله‏ى مختصر بیرون است . لذا ما در این‏جا تنها به بخشى از آن‏چه در دو قرن اخیر واقع شد و مسلمانان بخصوص شیعیان هنوز از تبعات و پیامدهاى ناگوار آن رنج مى‏برند، مى‏پردازیم تا شاید گامى، در جهت تنویر اذهان باشد . آن‏چه فعلا در این مقاله مطرح است، بررسى كوتاهى است درباره‏ى فرقه‏اى كه متاسفانه، زمینه ساز پیدایش فرقه‏ى ضاله‏ى بابیت و سپس بهائیت‏شد . لازم به تذكر است كه این مقاله یك مرور اجمالى بیش نیست، و تفصیل كلام به شماره‏هاى بعد موكول مى‏شود .

شیخیه; ریشه‏ى بهائیت

اگر بخواهیم تصویرى جامع و گویا از فرقه‏ى ضاله‏ى بهائیت داشته باشیم، لازم است ریشه‏ى پیدایش بهائیت را مورد بررسى و دقت قرار دهیم . در حقیقت، بهائیت زاییده‏ى بابى‏گرى است و بابى‏گرى از كشفیه، و كشفیه هم فرزند ناخلف شیخى‏گرى است . قهرا براى پى‏بردن به واقعیت‏بهائى‏گرى باید ریشه‏ها و دامنه‏هایى را كه در آن متولد شده و پرورش یافته است، بشناسیم . لذا قبل از ورود به بحث‏بهائیت، باید دو فرقه‏ى دیگر را مورد بررسى قرار بدهیم . ما در این‏جا اول فرقه‏ى شیخیه را مورد بحث قرار مى‏دهیم .

الف - شیخیه

1- شیخ احمد احسائى كیست؟

مؤسس فرقه‏ى شیخیه، شیخ احمد احسائى است . شیخ احمد احسائى فرزند زین‏الدین بن ابراهیم بن صفر بن راغب بن رمضان درسال 1160 ه . در قریه‏اى به نام مطیرفى از قراء احساء یا (لهسا) متولد شد . وى از اعراب صحرانشین بود، ولى به خاطر اختلافى كه بین جد دوم و سومش (دائر و رمضان) پیدا شد، به منطقه‏ى احساء رفتند . اجداد شیخ احمد از سنى‏هاى متعصب بودند، ولى آمدن آن‏ها به منطقه‏ى احساء كه شیعه‏نشین بود، باعث‏شد تحت تاثیر شیعه قرار گرفتند . با این حال، به دلیل سابقه‏ى تعصب و صحرانشینى، به نظر مى‏رسد تشیع آن‏ها از روى تحقیق و تعقل نبوده است و چه بسا از باب هم‏رنگ شدن با محیط جدید بوده است .

2- اوصاف احسائى

برخى از مریدان وى اوصاف عجیب و غریبى را به او نسبت داده‏اند و از وى فردى استثنایى و داراى الهامات و امدادهاى غیبى، ساخته‏اند، ولى بیشتر این اوصاف توسط پسرش به او الهام مى‏شد . بیشتر اوصافى كه به او نسبت داده شده، از ناحیه‏ى پسرش بوده كه كتابى هم در وصف او نوشته است . مثلا قبل از 5 سالگى، یادگیرى قرآن را تمام كرد . خود مى‏گوید: «در ایام طفولیت، جسمم با بچه‏ها در حال بازى بود، ولى روحم در عالم دیگر بود . همیشه فكر مى‏كردم و تدبیر مى‏نمودم و بر همه مقدم بودم . در سنین كودكى، بر این عادت بودم كه در خلوت‏هایم درباره‏ى اوضاع جهان و مردم مى‏اندیشیدم كه: كجایند ساكنین این عمارات كه این بناها و كاخ‏ها را ساخته‏اند و وقتى متذكر احوال‏شان مى‏شدم، مى‏گریستم . در مجالس لهو كه در آن زمان شایع بود، مى‏رفتم، ولى از آن كناره‏گیرى مى‏كردم . اگر هم جسمم با آن‏ها بود، ولى روحم در ملا اعلى بود» .

لازم به تذكر است كه در منطقه‏اى كه او سكونت داشت، موسیقى و غنا و امثال این‏ها خیلى رواج داشت تا آن‏جا كه دستگاه موسیقى را بر درب خانه‏هاى‏شان آویزان مى‏كردند . درباره‏ى حافظه و هوشمندى خویش نیز مى‏گوید: «دو ساله كه بودم، سیلى آمد و همه چیز را برد جز یك مسجد و خانه‏ى عمه‏ام; حبابه .» كه این سخن، حافظه‏ى قوى او را مى‏رساند .

گویند زمانى بر مقتولى گذر كرد، با عبارت فصیح به او خطاب نمود: «این ملكك، این شجاعتك، این قوتك؟ ملك و شجاعتت چه شد، نیرو و توانت كو؟» و بعد بر دگرگونى زمان، مى‏گریست . این فضایل مربوط به دوران طفولیت او است كه مقدمه‏اى است‏براى ادعاهایى دیگر . به هر حال، اوصافى براى او ذكر نموده‏اند كه لازمه‏اش، قداست و نبوغى خارق العاده است كه در اصلاب وى بى‏سابقه بوده و هدف از این كار، چیزى جز اغواء و فریفتن مردم نبود .

نكته‏ى قابل توجه این است كه: چنین اوصافى بعد از آن كه وى، رییس این گروه گردید، توسط پسرش، بیان مى‏شد تا مریدانش از او پیروى كنند .

2- علماء و احسائى

از علماى معاصر و غیر معاصر او، به خاطر عقاید باطله، چیزى جز تكفیر و تفسیق و نكوهش و ذم او نقل نشده است كه به اسامى بعضى از آن‏ها اشاره مى‏كنیم:

1- سید محمد مجاهد; نویسنده‏ى مناهل (متوفى 1242 ه .)

2- سید مهدى طباطبایى; فرزند نویسنده‏ى كتاب ریاض (متوفى 1260 ه .)

3- شیخ محمد حسین; نویسنده‏ى فصول (متوفى 1261 ه .)

4- سید ابراهیم قزوینى; مؤلف ضوابط (متوفى 1262 ه .)

5- شهید سوم شیخ محمد تقى قزوینى (متوفى 1264 ه .)

6- شیخ شریف العلماء (متوفى 1265 ه .)

7- شیخ محمد حسن مؤلف جواهر (متوفى 1266 ه .)

8- ملا آقا دربندى; مؤلف كتب خزائن الاصول و خزائن الاحكام (متوفى 1285 ه .)

9- میرزا محمد باقر خوانسارى; نویسنده‏ى روضات الجنات (متوفى 1313 ه .)

4 - تحصیلات شیخ

شیخ بعضى علوم و بعضى از معارف را تحصیل نمود بى آن‏كه براى او شفاى قلبى حاصل شود و توشه‏اى معنوى برگیرد . خود مى‏گوید: «در 25 سالگى در خواب دیدم كه كتابى در مقابل من باز شد و این قول خداوند: «الذى خلق فسوى و الذى قدر فهدى‏» (2) را چنین تفسیر مى‏كرد: الذى خلق; یعنى اصل شى را كه هیولا باشد، خلق كرد . فسوى; یعنى صورت نوعیه‏ى آن . قدر; اسباب آن . فهدى; یعنى از این نوع به خیر و شر هدایت كرد . بر اثر این خواب، انقلابى عجیب در من ایجاد شد كه مرا از ادامه‏ى تحصیل علوم كه ظاهرى و غیرواقعى است، بازداشت‏» .

بنابراین ادعا، این مطلب برایش از این علوم و معارف كه آن‏ها را صرفا ظاهرى مى‏داند، بهتر است! زیرا گویى منادى غیبى، او را مورد خطاب قرار داده است، چیزى شبیه به وحى یا اشراق و الهام . در ادامه مى‏گوید: «پس از عزلتى چند، و در نفس خود، امور دیگرى را احساس كردم‏» . مریدان او ادعا كرده‏اند كه شیخ، علمش را از عالم اعلى گرفته است‏برخلاف دیگران كه با همه‏ى سعى و كوشش وافر خود از آن عاجز هستند، براى او در علوم مختلف، 300 تالیف ذكر كرده‏اند و تنها یك هزارم فضایل او مطرح شده است . در هر فن و علمى از تمام متخصصان بالاتر است . گفته شده ایشان سفرهاى زیادى به بلاد مختلف داشته، خصوصا بلاد و شهرهایى كه داراى حوزه‏ى علمیه بوده و علماى بزرگ در آن زندگى مى‏كردند . شركت در درس آن علما باعث‏شد كه علوم زیادى فراگرفته و از او یك عالم بزرگ و شخصیتى مقدس و متقى بسازد . منتها این ادعا را امورى تكذیب و از اهمیت آن مى‏كاهد كه اینك آن‏ها را بر مى‏شماریم:

1-- بنابر آن‏چه كه از ایشان نقل شده است‏یا به او نسبت داده‏اند، او نه براى آموختن، بلكه صرفا براى آزمایش علما در دروس شركت مى‏كرد .

2- بنابر تصریح خود یا نقلى كه از او شده است، با دیدن آن خواب، حقایق علوم را دریافت و به او الهام گشت .

3- ادعاى این‏كه علم او لدنى بود .

4-گویند: بعضى از علوم مانند فلسفه و تصوف و بعضى علوم غریبه را در سفرهایش آموخت و به دلیل همین علوم یا به خاطر اعتماد بر بعضى از روایات كه معناى آن را نفهمیده بود، دچار چنین سرانجامى شد . شیخ احمد احسائى در اوایل امر به تقوى، زهد و ورع توصیف شده است و لذا بعضى او را مدح كرده‏اند . لیك با بیان اعتقادات غلوآمیز و ادعاهایش، انحراف او مشخص گشت . بدین سبب، علما به تكفیر او حكم دادند .

- شیخ احمد احسائى و تشیع

شیخ احمد احسائى داراى مسلكى اخبارى بود . او به امورى غریب معتقد بود كه با اعتقادات شیعه‏ى امامیه كه در طول قرون متمادى در كتب كلامیه و اعتقادیه‏ى خود به صورت مختصر و مطول بیان كرده‏اند، فاصله‏ى زیادى دارد . مواردى از اعتقادات شیخ را بر مى‏شماریم:

1-- ائمه را به عنوان علل اربع براى عالم ذكر كرده است (علل فاعلى، مادى، صورى، غایى .) این غلوى است كه عقل و شرع مقدس از آن ابا دارد .

2 - اصول دین 4 تا است: معرفت الله، معرفت انبیاء، معرفت ائمه، معرفت ركن رابع; كه شیوخ و بزرگان شیخیه هستند .

3 - قرآن، كلام نبى صلى الله علیه و آله است . شیخ با این كلام، منكر وحى بودن قرآن است 4-- اتحاد حق با خلق; یعنى الله تعالى با انبیاء، شى‏ء واحدى هستند .

5- تفسیر معاد به معناى غیرمتعارف و بیگانه از آن‏چه علماى كلام مى‏گویند .

6- تفسیر امام به شى‏ء غریب كه همراه با غلو، شرك و خرافه است كه قرآن و شرع مقدس، مخالف چنین امرى است .

7- اعتقاد به ركن رابع كه از مختصات این فرقه است .

دلیل اعتقاد به ركن رابع:

براى هر سلطانى، 4 وزیر است و اگر این چهار وزیر نباشند، ملك و سلطنت از بین مى‏رود و كم و زیاد كردن آن‏ها هم جایز نیست:

1- وزیر عدل;

2- وزیر انفاق;

3- وزیر جنگ;

4- وزیر دارایى و مالیات .

چون خداوند و نبى و امام از جنس بشر نیستند، لازم است‏بین آن‏ها و خلق، شیوخ آن‏ها واسطه و موضوع تجلى حق باشند . این‏ها این اصل را در مقابل سفارش ائمه‏ى معصومین علیهم السلام در رجوع به فقهاء كه قدرت استنباط احكام را از كتاب، سنت، عقل و اجماع دارند و حجت‏بر عوام هستند، قرار داده‏اند .

8- اعتقاد عجیب و غریب شیخ در مورد امام عصر (عج)، استهزاى آن حضرت است كه شبیه به كلام منكرین است و گفته است امام غایب در پشت پرده‏ى غیبت چه فایده‏اى دارد؟ وى گفته است: ان الامام الحجة خاف وفر الى العالم حور قلیائى; امام عصر به خاطر ترس به عالم حور قلیایى گریخت .
9- اعتقاد به حقانیت فرقه‏ى شیخیه و عقاید آن و تصریح به بطلان جمیع فرق شیعه حتى امامیه .

10- نفى عدل كه نزد شیعه از اصول دین است .

شیخ احمد احسائى در یكى از كتاب‏هایش به خلفا حمله كرد . به همین دلیل، حكومت عثمانى كه در آن وقت‏بر عراق، سیطره داشت، به كربلا حمله كرد، عده‏اى از اهالى آن‏جا را كشت، خانه‏ها را آتش زد و ویران كرد . در این میان، خانه‏اى جز خانه‏ى سید كاظم رشتى شاگرد شیخ احمد احسائى سالم نماند . شیخ كه مسبب این فتنه بود، خود در امان ماند . مدتى بعد به حجاز رفت و در آن‏جا مورد احترام قرار گرفت . این در حالى بود كه حكام آن دیار، سنى بود و زیر نظر حكومت عثمانى قرار داشتند .
به هر حال شیخ در 57 سالگى به سال 1241ه . از دنیا رفت و در بقیع به خاك سپرده شد .
شاگردان شیخ، مروجان عقاید او و مورد عنایت ناصرالدین شاه بودند، (او به دنبال معارضه و مقابله با قدرت علماى شیعه بود) و كارهاى آنان به اختلاف بین صفوف شیعیان انجامید، خصوصا در آن زمان كه شیعیان عراق تحت‏حكومت متعصب سنى عثمانى بوده و به اتحاد، نیاز شدید داشتند . سعى همیشگى استعمار بر این بود كه مراجع را كه ملجا و پناه شیعیان، بودند از میان بردارد .
سید كاظم رشتى كه در كلاس درس او شركت و عقاید او را ترویج مى‏داد، بعدها فرقه‏ى كشفیه را تاسیس كرد .

بعد از مرگ شیخ، فرقه‏ى او به شعب مختلف تقسیم شد مانند: كرامیه، احقاقیه، حجت الاسلامیه و باقریه كه هر یك از این‏ها افكار مخصوص به خود را داشتند .

ب - كشفیه

1- سید كاظم رشتى كیست؟

سید كاظم رشتى فرزند سید قاسم رشتى گیلانى حائرى، ایرانى الاصل بود و در سال 1212ه . متولد شد .
بعضى گفته‏اند نسبش از سادات حسینى بوده، ولى بعضى گفته‏اند كه اصلا سید نبوده، بلكه این یك اسم مستعارى است; زیرا در یزد با نام احمد احسائى به فعالیت مى‏پرداخت .

وى در 21 سالگى به كربلا رفت و تا آخر عمر در آنجا ماند و عقیده‏ى شیخ را ترویج مى‏كرد . بعد از وفات شیخ، از بین مشایخ شیخیه، وى چون جرات زیادى در اظهار عقاید سلف خود داشت‏یا به خاطر اسباب خارجى و سیاست‏مداران خارجى، به عنوان رییس انتخاب شد . او بر عقاید سلف خود، اوهامى جدید افزود و ادعاهاى شبیه به كشف داشت . شاید به همین خاطر، به آن‏ها كشفیه مى‏گویند .
سید كاظم 20 سال رییس فرقه بود و بین پیروانش در ایران و عراق، ركن رابع بود . او مى‏گفت: فقط ما شیعه‏ى كامل هستیم .

2- تالیفات

سید رشتى، كتب زیادى قریب به 120 كتاب، تالیف كرد كه در بردارنده‏ى امور غریبه و ادعاهایى عجیب است و از غلو و خرافه درباره‏ى ائمه‏ى معصومین علیهم السلام آكنده است . او غالبا كتاب‏هایش را با رمز مى‏نوشت .

افندى عبدالباقى عمرى فاروقى موصلى، در مدح سلطان عثمانى كه پرده‏اى از پرده‏هاى حرم نبوى را براى مرقد موسى بن جعفر علیه السلام به عراق فرستاد، قصیده‏اى دارد و در آن به یكى از فضائل امیرالمؤمنین على علیه السلام اشاره مى‏كند كه حضرت رسول صلى الله علیه و آله فرمود: انا مدینه العلم و على بابها . افندى این كلام را به صورت شعر درآورد و گفت:

هذا رواق مدینه العلم الذى

من بابها قد ضل من لایدخل

سید كاظم رشتى این بیت را شرح كرد و گفت: این مدینه‏اى عظیم در آسمان است و ائمه علیهم السلام در آن ساكن هستند . بعد این مدینه را توصیف مى‏كند كه این مدینه، 21 محله دارد و 360 كوچه . سپس براى هر یك از آن‏ها نام عجیب و صاحبى با اسم عجیب ذكر مى‏كند . این‏ها مطالبى شبیه اساطیر و خرافات است كه دین و عقیده را به مسخره و استهزاء گرفته است .
وقتى این شرح اسطوره‏اى به شاعر رسید، گفت: چنین سخنى به ذهن من هم خطور نكرده بود .
سید محمود آلوسى مفتى بغداد كه در عناد با شیعه معروف است، سید كاظم را مورد احترام قرار داد . وى وصف عجیبى را براى او بیان مى‏كند و مى‏گوید: اگر سید رشتى در زمانى بود كه آمدن نبى امكان داشت، پیامبر بود و من نخستین كسى بودم كه به او ایمان مى‏آوردم; چون شرایط نبوت را از نظر اخلاقى و علم كثیر و عمل به سجایاى انسانى داراست .

آیا چنین ستایشى از طرف مخالفین، دلالت‏بر رضایت آن‏ها از این فرد فاسد العقیده ندارد و آیا دلیل بر این نیست كه آن‏چه رشتى گفته و نشر داده، مخالف راه و روش اهل بیت علیهم السلام بوده است؟

3- سید كاظم رشتى و مهدویت

سید كاظم رشتى، مهدویت را به صورتى موهوم مطرح مى‏كرد . براى مثال مى‏گفت: الآن مهدى در بین شماست . او حتى مبلغینش را به اطراف مى‏فرستاد كه: آماده باشید، آقا مى‏آید و گاهى مى‏گفت: آقا بین خود شماست . به خاطر همین افكار خرافاتى و موهوم، یكى از شاگردان بارزش به نام على محمد باب ادعا كرد كه من باب امام زمان هستم . بعد ادعا كرد كه خود مهدى هستم . مردم هم دور او را گرفتند و زیربناى بابیت‏شكل گرفت .

سید كاظم رشتى، شاگردانى را تربیت كرد كه متاسفانه بعضى از آن‏ها از اهل علم بودند . آنان عقاید و افكار او را در مناطقى از ایران از جمله; كرمان، آذربایجان و تبریز ترویج دادند .

احسائى و رشتى، نایبى را معرفى نكردند، ولى بعضى‏ها در بعضى مناطق ادعا كردند كه نایب سید هستند .

سید كاظم، قریب به 150 تالیف داشت كه برخى از آن‏ها شرح بعضى از ادعیه است . با تاویلاتى غریب شبیه به داستان .

سید كاظم در سال 1259 هجرى درگذشت و فرزندش سید احمد، رییس فرقه شد .

منابع:
1 . حیاة شیخ احمد احسائى; مؤلف: فرزند شیخ احمد احسائى .

2 . ارشاد و العلوم، كریم خان كرمانى .

3 . تاریخ نبیل، زرندى .

جهت مطالعه و تحقیق بیشتر به كتاب‏هاى زیر مراجعه شود:

1 . رد شیخیه، محمد مهدى بن سید صالح قزوینى موسوى (انتشار سال 1337 .)

2 . اسرار پیدایش شیخیه، بابیه و بهائیه، محمد كاظم خالصى .

3 . خرافات شیخیه و كفریات ارشاد العلوم، محمد كاظم خالصى .

4 . كشف المراد (بررسى عقاید شیخیه و رد اتهامات)، مؤلف و ناشر . الف حكیم هاشمى (تهران 1352ش .)

نویسنده: جعفر خوشنویس/تدوین: على لارى

پی نوشت:

1. نوشته‏ى حاضر، تقریر سلسله درس‏هاى «مهدویت و فرقه‏هاى انحرافى‏» از استاد جعفر خوشنویس است كه در مركز تخصصى مهدویت وابسته به بنیاد حضرت مهدى موعود (عج) در قم، براى جمعى از طلاب و دانش پژوهان ارایه شده است . از تلاش حجت الاسلام لارى از دانش‏پژوهان كوشاى این دوره براى تدوین این درس‏ها، سپاس‏گزارى مى‏شود .

2. الاعلى، 2 و

گرد آوری: گروه دین و اندیشه سایت تبیان زنجان





  

طبقه بندی: عاشورا - حوادث،  مداحان - و... - تصویری - ولادت، 
ارسال شده توسط مدیر
لینک باکس