تبلیغات
اهل بهشت - عوامل انتشار گناه در جامعه 3 « پیام الهی 24 »
اهل بهشت
امیدوارم روزی شود که همه ی پیام های دنیا این باشد که مهدی آمد ...
حدیث روز


ایران هلند فرانسه انگلیس آلمان
ایتالیا ژاپن عربستان کره چین

تبلیغات برای حمایت از ما



بازدید : مرتبه
تاریخ ارسال : پنجشنبه 4 آذر 1389

پیام الهی 24

عوامل انتشار گناه در جامعه

عوامل انتشار گناه در جامعه و تباهی ملت ها باید گفت:

1- یکی از زمینه های وقوع گناه، محرومیت ها و وازدگی های اجتماعی است: افرادی که کارشان برای خدا و با اخلاص نیست اینها وابسته به غیر خدا و جامعه هستند؛ تعریف و تمجید جامعه معیاری برای خوشبختی آنهاست اینها اگر از جامعه خود مطرود و وازده شوند دچار احساس خودکم بینی و حقارت و عقدۀ درون خواهند شد و این مسأله باعث کینه و عداوت و نهایتاً رفتن به سوی گناهان گوناگون می شود ولی کسی که برای خدا کار کند اگر تمام جامعه هم او را طرد و پس بزند مانند اقیانوس آرام نه تنها که تکان نمی خورد بلکه بر ایمانش هم افزوده می شود. در طول تاریخ اسلام افراد زیادی بر اثر این گونه وازدگی ها دچار عقده درون و درنده خوئی و گناهان خطرناک شده اند که این به علت ضعف ایمان و نبود تسلیم در قبال خداوند قادر مطلق بوده است.

و...

2 - از دیگر زمینه های وقوع گناه، زمینه های روانی است. انسان وقتی در معرض فشار ها و رنج ها و سختگیری های نابجا و تحقیر و ذلت قرار گیرد عقده ببار می آورد پس وقتی انسان عقده ای شد شیطان براحتی در او نفوذ خواهد کرد و او را به انواع گناهان آلوده خواهد کرد. در این زمینه بایستی به شخصیت و عزت انسان توجه کرد. خداوند کریم انسان را گُل سرسبد موجودات قرار داده است بنحوی که در آیه 70 سورۀ اسراء می فرماید: «ما بنی اسرائیل را گرامی داشتیم و آنها را در خشکی و دریا حمل کردیم و از انواع روزی های پاکیزه به آنها روزی دادیم و آنها را بر بسیاری از مخلوقات خود برتری بخشیدیم». پس همین انسان عزیز در نزد خدا دارای دو نوع کرامت است: 1- کرامت ذاتی یعنی آنچه که خداوند به او عطا کرده و ذکرش در آیه فوق آمد 2- کرامت اکتسابی که این کرامت بستگی به عملکرد فرد دارد بنحوی که خداوند در آیه 13 سورۀ حجرات می فرماید: «قطعاً گرامی ترین شما در نزد خدا، پرهیزکارترین شما می باشد». قداست و برتری انسان در سطحی است که خداوند به فرشتگان فرمان داد تا آدم را سجده کنند یعنی خدا را سجدۀ شکر نمایند که چنین موجودی را آفرید.

پس برای هدایت و تربیت افراد باید به آنها شخصیت داد بنحوی که حضرت امام علی (ع) می فرماید: ای مردم! وجود شما جز بهشت بهائی ندارد آن را به کمتر از بهشت نفروشید (نهج البلاغه حکمت 456) و باز فرمود: آیا تو گمان می کنی موجود کوچکی هستی بلکه در وجود تو جهان بزرگ و پیچیده است و باز فرمود: کسی که قدر و منزلت خود را نشناسد هلاک می شود (نهج البلاغه حکمت 149). حضرت امام سجاد (ع) فرمود: کسی که نفس خود را گرامی دارد امور مادی دنیا در نظرش بی ارزش می شود (تحف العقول ص 318). پس انسانی که عزت نفس دارد دنیا و ریاست ها در نظرش هیچ ارزشی ندارد و اگر تمام آنها را از او بگیرند نه تنها که اعتماد به نفس و عزتش را از دست نمی دهد بلکه چون عزت نفس در تضاد با دین و ریاست طلبی است و این دو همانند دو کفه ترازو عمل می کنند عزتش بیشتر و ایمانش قوی تر می شود ولی در این مسیر اگر ضعف ایمان وجود داشته باشد ذلیل می شود و چون ذلیل و خوار و حقیر شد نفاق می کند و چون نفاق کرد دروغگو و گنهکار می شود و کارش بجائی   می رسد که هلاکت دنیا و آخرت نصیبش می شود بنحوی که امام صادق (ع) فرمود: هیچکس خودخواهی و خودکامگی نمی کند مگر به خاطر ذلت و کمبودهایی که در وجود خود احساس می کند (اصول کافی ج2 ص312). و باز فرمود: خداوند به مؤمن، همه امورش را واگذار کرده ولی ذلیل و خوارکردن خود را واگذار ننموده آیا به سخن خدا توجه ندارد که در آیه 8 سورۀ منافقون می فرماید: «عزت از آن خدا و رسول و مؤمنان است» و سپس فرمود: «سزاوار است که مؤمن عزیز باشد نه ذلیل» بنابراین مؤمن باید به زندگی همسر و فرزندان وسعت بخشد بنحوی که پیامبر (ص) فرمود: از ما نیست کسی که دارای وسعت زندگی باشد ولی زندگی را بر خانوادۀ خود تنگ می گیرد (وسائل الشیعه ج5 ص135).

3-زمینه های سیاسی گناه:حضرت یوسف (ع) از پیامبران بزرگ خدا بود در جاهای متعددی امتحان شد تا اینکه بالاخره حاکم و رئیس کشور مصر شد او در هر صحنه ای دعائی می کرد ولی وقتی وارد عرضه سیاست و ریاست شد اسیر سیاست نشد چون    می دانست باید به مُلک ابدی پیوست و سیاست و ریاست فانی شدنی است در این هنگامه خطر دعا کرد: خدایا مرا مسلمان بمیران (آیه 101 سورۀ یوسف). او می دانست که سیاست و وارد بازی های سیاسی شدن، خطرناک است به همین دلیل از خدا می خواهد مسلمان بمیرد یعنی در حالی مرگ به سراغش آید که تسلیم محض امر خداست یعنی به قولی سیاستش عین دیانتش باشد و بمیرد. چاره ها، نقشه ها، ترفند ها، مسیرها، حرکات و برنامه ها که همه به نحوی سیاست اند مورد تأیید خداوند باشد. آری! این است سیاست واقعی و کارساز و مؤثر. سیاستی را باید پیش گرفت که قبر و قیامت و حساب و کتاب را آباد کند نه سیاستی که مُخرب همه چیز باشد خداوندا به ما رحم کن (آمین). آری! یوسف می دانست که فتنه های ریاست و زرق و برق ها و چراغ سبز نشان دادن ها خطرناک است از این رو به درگاه خدا پناه برد و به همین دلیل سالم ماند و مسلمان مُرد. خداوند هم درآیه 83 سورۀ قصص می فرماید: «این سرای آخرت را تنها برای کسانی قرار می دهیم که ارادۀ برتری جویی در زمین و فساد را ندارند و عاقبت نیک برای پرهیزکاران است».

آری! گاهی برای حفظ آخرت باید دور سیاست و ریاست را خط قرمز کشید که دین خود سیاستی ممدوح است. در این باب در کتاب بهجه الامال ج 2 ص 435 آمده است که هارون الرشید پنجمین خلیفه عباسی می خواست برای بغداد، قاضی القضاه تعیین کند بعد از مشورت بسیار همه گفتند هیچکس به شایستگی بهلول نیست پس او را خواست و گفت ای فقیه باهوش ما را در مورد قضاوت یاری کن بهلول گفت: من صلاحیت این کار ندارم هارون گفت: تمام مردم بغداد تو را شایسته می دانند بهلول گفت: عجب من به خودم از آنها آگاه ترم ای هارون! وقتی می گویم صلاحیت ندارم اگر راست می گویم پس صلاحیت ندارم و اگر دروغ      می گویم آدم دروغگو هم صلاحیت مقام قضاوت را ندارد. او را تحت فشار قرار دادند و گفتند باید قبول کنی بهلول گفت: پس یک شب به من مهلت دهید. فردای آن روز، دیدند که چوب بلندی به دست گرفته با لباس و عبا و عمامه ای کج و معوج و بر چوب سوار است و فریاد می زند کنار، کنار، اسبم شما را لگدمال نکند و ... مردم گفتند بهلول دیوانه شده و خبر به هارون رسید او فهمید که بهلول دیوانه نشده و گفت به این وسیله بخاطر حفظ دینش از ما فرار کرد. بهلول تا آخر عمر به همین وضع بسر برد تا مبادا طاغوت های عباسی او را به استخدام خود درآورند. او می دانست پُشت قبول چنین ریاستی، چه جنایت ها و گناهان کبیره نهفته است. آری! امام صادق (ع) فرمود: برای مسلمان سزاوار نیست که با شخصی فاجر (هرزه) و احمق و دروغگو رفاقت کند. امام کاظم (ع) فرمود: ای سلیمان! چرا تو را نزد عبدالرحمن بن یعقوب می بینم گفت او دایی من است فرمود: او اعتقاد نادرستی دارد پس یا با او بنشین و ما را ترک کن و یا با بنشین و او را ترک کن (اصول کافی ج2 ص 375).

خداوندا! توفیق عطا کن تا در نگاه، نیت، تکلم، شنیدن ها، اظهار نظرها و تمام حرکاتمان تو را و رضایت تو را مدّ نظر داشته باشیم (آمین).

« برای تعجیل در ظهور منجی عالم بشریت، بر محمد و آل محمد صلوات »

اجرکم عندالله مجتمع قرآنی فرهنگی مسجد و حسینیه عبدالرحمن ابوزیدآباد





  

طبقه بندی: مقالات - پیام های الهی، 
ارسال شده توسط مدیر
لینک باکس